|  05/23/2018 - چهارشنبه 2 خرداد 1397

کمينه
کمينه
شعر بازیافت



همیشه خندون باشید
گل های خوب و رعنا
به حرف من گوش کنید
آی بچه های دانا


میز و کتاب و دفتر
از جنگل و درخته
ساختن این چیزا هم
یه کار خیلی سخته


شیشه ها از ماسه و
پلاستیک از نفت خام
چه کار کنیم ما اگر
بگن شد اینها تمام؟


منابع طبیعت
خیلی کمن در جهان
تموم می شن ناگهان
چه کار کنیم اون زمان


کار مهم اینه که
نباید اسراف کنیم
به من بگو عزیزم
دیگه چه باید کنیم


زباله ها رو باید
دوباره بازیافت کنیم
بعنی وسایل نو،
از اونها دریافت کنیم


دونوع زباله داریم
بعضی ها خشک بعضی تر
اگر جداشون کنیم
کار می شه خیلی بهتر


زباله خشک شهر
مثل فلز و شیشه
میان برای تفکیک
تا هر کدوم جدا شه
تو کارخونه ذوب میشن
مواد نو می سازن
پنجره های زیبا
برای تو می سازن


زباله های تر هم
یه کود آلی می شن
برا همه درختا
غذای آلی می شن


منابع طبیعت
وقتی که بازیافت می شن
هر چی که رفته از بین
دوباره دریافت می شن
باید طبیعت ما
همیشه شاداب باشه
ترسی نداریم از این
که چیزی نایاب بشه


شاعر: سعید عسگری

کمينه
هوای خوب شهر تمیز

آی بچه های، آی بچه ها
بچه های خوب و عزیز
گل های باغ زندگی
کوچولوی ناز و تمیز


باید که ما داشته باشیم
هوای خوب شهر تمیز


صبح ها که می رویم همه
از خونه هایمون بیرون
از تمیزی برق می زنه
خیابونای شهرمون


می بینیم بابا رفتگرو
که داره جارو می کنه
تو سوز و سرمای هوا
برف ها رو پارو می کنه
یا این که در فصل بهار
تو باغچه ها گل می کاره

درخت هرس می کنه و
گل ها رو پیوند می زنه
به باغچه ها آب می ده و
به سبزه لبخند می زنه


بابا خیلی زحمت می کشه
همیشه ایثار می کنه
تا شهرمون تمیز بشه
از صبح تا شب کار می کنه


ب
اید که قدر این همه
زحمت اون رو بدونیم
مثل خونه، شهرمون و
پاک و تمیز تگه داریم



شاعر: مسعود ضیایی





تمامی حقوق برای سازمان مدیریت پسماند محفوظ است. حق انتشار مطالب سایت بدون ذکر منبع ممنوع است.. 1394
^ انتقال به بالا